خاطرات زندگی

راه رفتن پسرم
نویسنده : افسانه - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠
 

محمدامین این روزا داره تلاش میکنه که راه بره ، به زور و هر جوری که شده پاشو بلند میکنه تا قدم برداره دو تا سه تا قدم بعدش هم میفته، برای خودش که خیلی شیرینه و میخنده

واقعا حکمت خدا و آفریشنشش چقدر راز و رمز داره، این کار محمدامین بنظرمن کاملا غریزیه نه اکتسابی، بدون اینکه کسی بهش یاد بده خودش آموزش می بینه

خدایا شکرت