خاطرات زندگی

شروع دوباره
نویسنده : افسانه - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢
 

سلام

امروز پنجشنبه 27 تیر 92 است . خیلی وقته که تو وبلاگ ننوشتم .

امروز 9 ام ماه رمضان هم هست و روزه گرفتن کمی باعث شده زیاد بخوابم.

از طرفی مدتیه که دارم روی پروژه از پوشک گرفتن محمدامین کار میکنم که فعلا بد نبوده، اما امروز اتفاق جالبی افتاد. امروز محمدامین برای اولین بار خودش لباس شو در آورد و بدستشویی رفت وقتی صدای آب رو از تودستشویی شنیدم تعجب کردم رفتم دیدم که به درستی عمل کرده. البته کمی لباسشو خیس کرده بود اما عالی بود . کلی تشویشقش کردم تو این روزایی که سخت درگیرم با پایان نامه ام، این پروژه هم اضافه شده البته مشکل دیگه هم اینه که محمدامین کفش طبی تو خونه می پوشه و هربار باید برای دستشویی رفتن کفشاشو بازکنم و دوباره ببندم اتفاق بالا هم امروز وقتی افتاد که کفش پاش نبود! و می تونست براحتی دستشویی بره

بلاخره یاد میگیره

امیدوارم خدا هم تو این ماه رمضان به ما کمک کنه تا به کارامون برسیم و شرمنده نشیم